جان گفت:« من يک خواب ديده ام که مي خواهم برايت تعريف کنم. در يک کافي
شاپ ايستاده بودم و داشتم با چند تا از دوستانم صحبت مي کردم. جمعه شب بود
و کافي شاپ پر مشتري.
صداي بلند موسيقي فضا را پر کرده بود. احساس خوبي داشتم. پول به اندازه
کافي در جيبم بود و خيالم از هر نظر راحت.» شيشه اتومبيل را پايين کشيد و
هواي تازه را به ريه هايش فرستاد و ادامه داد:« نوبت من بود که براي بچه
ها قهوه بگيرم.
بلند شدم و يک دفعه چشمم به دختر جواني افتاد که به من لبخند مي زد. با
خودم گفتم اگر الان بيدار شوم حتماً در حال خنده هستم. مي داني گاهي اوقات
آدم در خواب دقيقاً مي داند دارد خواب مي بيند. بعد يک پسر بچه داخل کافي
شاپ آمد. اول او را نديدم ولي به نظرم آشنا بود. لاغر بود اما به نظر
ورزيده مي آمد.
عصبانيت از قيافه اش مي باريد. يک پيت پر از بنزين در دستش بود و همانطور
که جلو مي آمد تلو تلو مي خورد. سرم را بالا گرفتم و ديدم جلويم ايستاده
است. در همان وقت بنزين را تو صورتم خالي کرد.
بعد ديدم توي جمعيت ايستاده ام و همه سعي دارند از من دور بشوند. فقط آن
پسر بچه جلويم ايستاده بود و پوزخند مي زد. بنزين سر تا پايم را خيس کرده
بود. حتي توي چشمم رفته بود و آن را مي سوزاند.»
-
مجله خبری
-
احکام
-
چهره ها و خبرها
-
سینمای ایران و جهان
-
ورزش
-
فرهنگ و هنر
-
کار و تجارت
-
هواشناسی
-
کودکان
-
اقتصادی
-
ادبی
-
تاریخی
-
دیدنی و شنیدنی
-
اجتماعی
-
حوادث
-
هنر آشپزی
-
هنر شیرینی پزی
-
خانه داری
-
خانه و خانواده
-
خواستگاری و ازدواج
-
موبایل
-
فن آوری اطلاعات
-
ترفند موبایل
-
ترفند کامپیوتر
-
آموزش طراحی وب
-
ویدیو های جالب
-
طنز و سرگرمی
-
فال روز
-
اس ام اس روز
-
انواع فال
-
انواع طالع بینی
-
پزشکی و سلامت
-
تغذیه
-
خواص میوه ها
-
آرایشگری
-
زنان
-
مردان
-
مسایل زناشویی
-
داستان
-
تیریپ لاو
-
مدل لباس و فشن
-
مدل مو
-
علمی و دانستنی ها
-
روان شناسی
-
مذهبی
-
مجله خانواده
-
خودرو
-
خدماتی
فال
طالع بینی
- طالع بيني از روي حرف اول اسم طالع بینی رنگ تست شخصیت با بوی مورد دلخواه! به متولدین هر ماه چه هدیـــه ای بدهیم؟ كف بينی خطوط مربوط به ازدواج! ( عکس) طالعتان را ديد مي زنيم (2) طالعتان را ديد مي زنيم ! (1) با متولد کدام ماه ازدواج کنید خوشبخت می شوید؟ تفاوت شخصیتی افراد از روی ماه تولد تست روانشناسی بسیار جالب شما با کدامیک از اشخاص معروف در یک ماه متولد شده اید؟ طالع بینی کنکور
آخرین پست های انجمن
آخرین مطالب
- کاربران اینترنت در ایران برای آمریکا مهم شدند! 0 مشاهده | 0 نظر | 0 امتیاز
- شانس قبولی داوطلبان در کنکور 89 0 مشاهده | 0 نظر | 0 امتیاز
- آماری وحشتناک و نگران کننده از مضرات تنفس در هوای تهران!! 0 مشاهده | 0 نظر | 0 امتیاز
- فردوسی پور مهمان ویژه مسی ها! 0 مشاهده | 0 نظر | 0 امتیاز
- پیام های مخفیانه ای که زبان بدن شما به مردها انتقال می دهد 0 مشاهده | 0 نظر | 0 امتیاز
- چطور سبزه هفت سین را آماده کنیم؟ 0 مشاهده | 0 نظر | 0 امتیاز
- عروسکی با چشمان بزرگ، قهوهای و گونههای صورتی که قرآن میخواند!! 0 مشاهده | 0 نظر | 0 امتیاز
1 2 3 … 338
داستان زیبای فندک
نوشته شده در 1388/4/21 - 05:06 توسط 0
داستان چهار دانشجو (طنز)
چهار دانشجو که به خودشان اعتماد کامل داشتند یک هفته قبل از امتحان پایان ترم به مسافرت رفتند و با دوستان خود در شهر دیگر حسابی به خوشگذرانی پرداختند.
نوشته شده در 1388/4/27 - 05:41 توسط 0
قصه عشق جالب و خواندنی
در روزگارهای قدیم جزیره ای دور افتاده بود که همه احساسات در آن زندگی می
کردند: شادی، غم، دانش عشق و باقی احساسات . روزی به همه آنها اعلام شد که
جزیره در حال غرق شدن است. بنابراین هر یک شروع به تعمیر قایقهایشان
کردند.
نوشته شده در 1388/4/27 - 16:21 توسط 0
پيرمرد, پسر زندانی و شخم زدن زمین!
پیرمردی تنها در روستایی زندگی می کرد. او می خواست مزرعه سیب زمینی اش راشخم بزند اما این کار خیلی سختی بود...
نوشته شده در 1388/4/30 - 17:18 توسط 0
مناجات گنجشك با خدا
گنجشك با خدا قهر بود…….روزها گذشت و گنجشگ با خدا هيچ نگفت . فرشتگان سراغش را از خدا مي گرفتند و خدا هر بار به فرشتگان اين گونه مي گفت: مي آيد ؛ من تنها گوشي هستم كه غصه هايش را مي شنود و يگانه قلبي هستم كه دردهايش را در خود نگاه ميدارد…..
نوشته شده در 1388/5/2 - 05:30 توسط 0
داستان عشقي، تلخ و شيرين
اين يکي از داستان هاي عشقي، تلخ و شيرين است پسري به نام دارا در يکي از روستاهاي کوچک زندگي مي کرد.او18 سال داشت و بسيار زيبا بود
نوشته شده در 1388/5/8 - 13:41 توسط 0
قصه ي ليلي
خدا مشتي خاک را بر گرفت. مي خواست ليلي را بسازد، از عشق خود در آن دميد و ليلي پيش از آن که با خبر شود عاشق شد.
نوشته شده در 1388/5/8 - 13:48 توسط 0
داستان عشقي زيبا
هيچکس جوابي نداد همه ي کلاس يکباره ساکت شد همه به هم ديگه نگاه مي کردند ناگهان لنا يکي از بچه هاي کلاس آروم سرشو انداخت پايين در حالي که اشک تو چشاش جمع شده بود. لنا 3 روز بود با کسي حرف نزده بود بغل دستيش نيوشا موضوع رو ازش پرسيد .بغض لنا ترکيد و شروع کرد به گريه کردن معلم اونو ديد و...
نوشته شده در 1388/5/11 - 17:31 توسط 0
زیباترین چیز در دنیا
روزی فرشته ای از فرمان خدا سرپیچی کرد وبرای پاسخ دادن به عمل اشتباهش در مقابل تخت قضاوت احضار شد. فرشته از خداوند تقاضای بخشش کرد. خداوند با مهربانی نگاهی به فرشته انداخت وفرمود:من تورا تنبیه نمیکنم، ولی تو باید کفاره گناهت را بپردازی. کاری را به تو محول میکنم،به زمین برو وبا ارزشترین چیز دنیا را برای من بیاور.
نوشته شده در 1388/5/12 - 01:26 توسط 0
در محله اي از تهران..
کوچه ي بسيار باريکي است به اسم کوچه ي آشتي کنان. ..
نوشته شده در 1388/5/12 - 18:51 توسط 0
مجله خبری
- کاربران اینترنت در ایران برای آمریکا مهم شدند!
- شانس قبولی داوطلبان در کنکور 89
- توزیع سی.دی علیه موسوی، خاتمی و کروبی در ادارات سیستان و بلوچستان
- توصیه شریعتمداری به کسانی که آرزوی مرگش را کرده بودند
- هدف بعدی آمریکا پاکستان است
- ۳۰ میلیون تومان دستمزد برای یک دقیقه اجرا
- تذکر یک نماینده درباره وسوسه شیطان
دیدنی و شنیدنی
- عروسکی با چشمان بزرگ، قهوهای و گونههای صورتی که قرآن میخواند!!
- خانهای که جنها اجازه نمیدهند کسی در آن زندگی کند!!
- عجیبترین کشتی تفریحی جهان
- رابطه الناز شاکردوست و علیرضا حقیقی چگونه جنجالی شد؟
- اهدای جایزه به زشتترین سگ دنیا
- ماجرای زنی که چهار مرتبه توسط چهار شوهرش فروخته شد
- زنی که کیک عروسیاش را بجای لباس عروسی پوشید!
LOADING...

